X
تبلیغات
غم نامه پاییز - جملات زیبا و رمانتیک

غم نامه پاییز

شعر و مطالب عاشقانه

جمله های رمانتیک

غم نامه پاییز

 

جمله های رمانتیک

 

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر

 لااقل نگاهي به پشت سرت کن

 شايد کسي در پي تو مي دود

 و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند

 و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم

  باورم نمي شد . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . !

سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

 

هرگاه دلت هوایم را کرد

 به آسمان بنگر و ستارگان را ببین

 که همچون دل من در هوایت می تپند

 

 

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت

 كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست

 با محبت , با وفا , با مهربانيها نوشت

 كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

 داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت

 كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

 كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

 

 

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم

 و عطر مهربانيت در تمام وجودم است

 عزيزم محبت را در پاکي نگاهت

 و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم

 وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

 

 

يافتن دوستان خوب سخت است

 سخت تر از آن ترک آنهاست

 فراموش کردنشان غير ممکن است

 

 

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد

 به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

 

 

بی احساس ترین کلمه :بی تفاوتی است مراقب آن باش

 دوستانه ترین کلمه :رفاقت است از آن سوءاستفاده نکن

 زیباترین کلمه :راستی است با آن رو راست باش

 زشت ترین کلمه :دورویی است یک رنگ باش

 

 

عشق آن نيست که به هم خيره شويم!

 عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريم

 

 

اگه شدم عاشق تو نذار كه بي تاب بمونم

لالايي شبام تويي نذار كه بي خواب بمونم

دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني

فقط يه چيز ازت مي خوام هميشه عاشق بموني

 

 

هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه

 نمي تواني او را ببخشي

 بدان كه اشكال در كوچكي روح توست نه در بزرگي گناه او

 

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه

 گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟

گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا

دختره چشماش پر از اشک شد و هيچي نگفت

پسره بغلش کرد وگفت:

تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي

تورودوست ندارم چون عاشقتم

 اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

 

 

عزیز جان من: من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

 یک بهانه ی پوچ عاشقانه می خواهم

 از غمی که می دانی با تو بودنم مرگ است بی تو بودنم

 هرگز گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم عاشقانه میمیرم 

 

 

 می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني

 مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني

 مي رسد كه تنها در كنار قبر من

 شعر هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

 

 

دلتنگی هایم را باد به تمسخر می گیرد

 و پاییز با رنگ زرد بر آن طعنه می زند

 چه کنم که دلم از غربت خیس جاده ها می گیرد

 و ترانه های زخمی سینه ام می شکافد

چه کنم که در خلوت تنهاییم هر شب

 دلم یکریز می شکند و ابر بهاری

 یک لحظه آرام و قرار ندارد

 چه کنم که دریای دلم طوفانی است

 

 

 

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن

 اگر خداحافظي در راه است سلام نكن

 اگر دستي را گرفتي رهايش نكن

 دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن

 قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکن

 

 

نسيم دلنواز و روح انگيز عشق را

 تا آخرين لحظه حيات  در دل نگه ميدارم

 تا در آن لحظه هم عاشق باشم

 و در آخرين برگ خداحافظي ام مي نگارم

عشق برايم يك عادت بود،


يك حاجت بود كه من ازمعبودم گرفتم و به محبوبم هديه كردم

 

 

زندگي گل زردى است بنام غم

  رنگ سرخيست بنام عشق

  فرياد بلنديست بنام آه

  مرواريد غلطانيست بنام اشك

  آينه ايست بنام دل

اشکيست که خشک مي شود

  لبخنديست که محو مي شود

 و ياديست که در عالمه فراموشي مي ماند

 

 

تو در من آن تب گرمي كه آبم مي كند كم كم

 نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم

 منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ

 كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم

 

 


اگر بهترین دوستم نیستی پس لااقل بهترین دشمنم باش

 اگر غمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش

 هر چه هستی همیشه بهترین باش

 چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند

 پس لااقل در بدترین خاطره هایم بهترین باش

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 4:50 قبل از ظهر  توسط غم نامه  |